سلام مجدد به دوستان
ظاهرا وقفه و عدم ثبت مطلب مارا دلیل توقف ما دونستید
نه تو نتورک توقف باعث شکست میشه
باید جاری بود و حضور داشت
کسانی که موفق به دیدن این مطلب شدند لطفا ژیام بذارن تا حضور شما رو حس کنیم
با هم ژشت ما کوهه
جان من فدای خاک پاک میهنم
ظاهرا وقفه و عدم ثبت مطلب مارا دلیل توقف ما دونستید
نه تو نتورک توقف باعث شکست میشه
باید جاری بود و حضور داشت
کسانی که موفق به دیدن این مطلب شدند لطفا ژیام بذارن تا حضور شما رو حس کنیم
با هم ژشت ما کوهه
کوئست خیلی عاشق داره،
خیلی ها هستند که کوئست رو میپرستند!
با کوئست زندگی میکنند.
اون رو بهترین کمپانی دنیا میدونند.
فکر میکنند هیچ نقصی نداره!
مدیران کوئست قدیس هستند!
و خیلی چیزهای دیگه.
ولی عزیزان من کوئست فقط یک شرکت هست!! نه بیشتر
خیلی ضعف داره!!
اشتباه زیاد داره!!
هنوز خیلی جای کار داره!
سیستم مدیریتش باید قویتر بشه!
محصولاتش هنوز خیلی فراگیر نشده!
کسائی که با کمپانی ارتباط نزدیک داشتند میدونند که ضعفهای زیادی وجود داره.
من این روزها حرفهای عجیبی میشنوم!! بعضی ها بخاطر یه ایراد، کل قضیه رو زیر سوال میبرن
طرف واسه محصول پیگیری کرده، به نتیجه نرسیده، میگه کوئست دیگه ما رو ول کرده!!
یکی دیگه یکی دو جا کمبود دیده، بیخیال کار شده!
bonvo دو روز دیر اومد رو سایت، میگه نه به کوئست نمیشه اعتماد کرد!
۱ بار دیگه جمله جو رو بهتون یاداوری میکنم:
اگر فکر میکنید که هیچ اشتباهی نمیبینید، منتظر ناامید شدن باشید!
بله کوئست هم اشتباه داره، ایرادهایی داره که باید رفع بشه و میشه. کوئست هم یک شرکت هست مثل بقیه شرکتها، شرکتی مثل مایکروسافت. هیچ میدونید مایکروسافت یکی از بیشترین تعداد شاکی رو در دنیا داره؟ میدونید چقدر ایراد داره؟ میدونید چند تا پروژه مایکروسافت شکست خورده؟ میدونید چندین بار برنامه هاش به تعویق افتاده و ...
اگر از کوئست بت بسازید، خیلی خیلی زود ناامید و زده میشید.
ما باید کوئست رو با همه ایرادها و ضعفهاش قبول کنیم. در کنارش این رو هم بدونیم:
کوئست داره به سمت بهترین شدن حرکت میکنه. خیلی هم پرقدرت حرکت میکنه. و مطمئناً بهترین هم میشه. کوئست بهترین نیست، قویترین نیست، بی نقص نیست، ولی ایمان داشته باشید که به سمت قویترین و بهترین بودن داریم میریم. همه اعضا کوئست برای این تلاش میکنند، تمام برنامه های کوئست برای این هست، بهترین بودن، ساختن بلندترین برج جهانی، نفوذ به قلب ۱ میلیارد نفر در سراسر دنیا،
تعداد محصولات هر روز بیشتر میشه
روشهای کاری هر روز بهتر میشه
اعتبار ما هر روز بیشتر میشه
وکیشن داره به یه غول تبدیل میشه
محصولات انعطاف پذیرتر میشن
سیستم پاسخگوئی داره قویتر میشه و ساعت کاریشون بیشتر هم میشه
کوئست سرمایه گذاریهای بیشتری میکنه
قیمتها مناسبتر هم میشه و ...
کوئست رو باید اینگونه دوست داشته باشیم. با همه خوبیها و بدیهاش. و ایمان به اینکه به سوی بهترین بودن حرکت میکنیم.
حالا درباره کوئست نظر بدید.
منبع : کوئست کرمانشاه18 راهنماي بازاريابي شبكه اي
"18 network marketing Guidelines"
مترجم : پوريا
1- نود روز (سه ماه) برنامه فعاليت كاري تنظيم نماييد........
.......تلويزيون ، فوتبال و هر فعاليت ديگر را نود روز فراموش نماييد. صبح ها زودتر بيدار شويد و شب ها ديرتر بخوابيد و هر روز با مردم بيشتري صحبت نماييد.
2- اهداف بزرگ داشته باشيد و آنها را بنويسيد..........
.............و تاريخ مشخصي براي رسيدن به آن تعيين نماييد. اگر هدف معوق گذاشته اي در زندگي داريد ، اكنون آن را بنويسيد و به انجام آن متعهد شويد.
3- خودتان محصولات كمپاني را استفاده نماييد........
.......اگر شما محصولات غذايي يك كمپاني را تبليغ نماييد ولي محصولات كمپاني ديگري را به عنوان ارزان بودن استفاده نماييد ، خودتان تبليغ محصولتان را از بين
برده ايد.
4- متخصص محصولات و كمپاني باشيد كه براي آن كار مي كنيد........
.......همواره خودتان را مرور نماييد و تلاش كنيد در يادگيري حرفه خود بهترين باشيد.
5- اثرات هرگونه رويدادهاي منطقه اي ، ملي و محلي را بر روي مجموعه خود مد نظر داشته باشيد........
.......همواره كليه اطلاعات را در اختيار داشته باشيد.
6- هر گونه تماسي را براي مجموعه خود مد نظر داشته باشيد........
.......و چشم اندازهاي آنها را در نظر بگيريد. متعهد باشيد كه هر تماس تلفني و هر آشنايي را براي مجموعه خود در نظر بگيريد.
7- هر روز افراد جديدي را براي مجموعه در نظر بگيريد........
.......متعهد باشيد كه هر روز كسي را ملاقات و پرزنت نماييد. قانون " 60 متر " را به خاطر داشته باشيد. هر كس كه در شعاع 60 متري شماست يك كانديدا است. با هر غريبه اي كه در شعاع 60 متري خود مي بينيد صحبت نماييد. اهميت ندهيد كه اگر جواب منفي مي دهند ، شما تلاش خود را نموده ايد. اجازه ندهيد روي سنگ قبر شما بنويسند : " در اين مكان شخصي آرميده است كه درباره كارهايي كه بايد انجام مي داد بسيار فكر كرده است ، ولي هيچ يك را انجام نداد ". بلكه اجازه دهيد بنويسند : " در اين مكان شخصي آرميده است كه هر كاري را مي توانست انجام داد و سراسر زندگي خود را وقف رساندن پيام هاي مثبت به مردم نمود كه بتوانند به آزادي مالي و وفور نعمت در زندگي خود دست يابند ".
8- به طور منظم با بالاسري و زيرمجموعه هاي خود در تماس باشيد........
......." ناپديد نشويد ". با بالاسري خود در تماس باشيد و با زيرمجموعه هاي خود كار كنيد. قابل رؤيت باشيد. هرگز بالاسري و زيرمجموعه هاي شما نبايد بگويند " اوه ، تعجب مي كنم اگر امروز او را ببينم". آنها بايستي بدانند كه شما مجموعه اي با روابط قوي ساخته ايد و يك رابطه قوي مبتني بر ارتباط دائمي ميان اعضاست.
9- ايفا كننده عالي ترين نقش در مجموعه خود باشيد........
.......تلاش كنيد در مجموعه خود به عنوان بهترين دانش آموز ، بهترين جلب كننده مشتري و خلاصه بهترين در هر عملي كه انجام مي دهيد شناخته شويد. تمام كارهاي شما در مجموعه شما همانندسازي (duplication) خواهد شد. ترجيح مي دهيد مجموعه شما با سرعت حلزون به رشد خود اذامه دهد و يا با سرعت جاگوار ، انتخاب با خود شماست.
10- شخصاٌ هر ماه با افراد جديد تماس برقرار نماييد........
......مديريت را فراموش كنيد. در اين كار پولي براي مدير نيست. هميشه اهل عمل باشيد نه اهل نظارت ..........ليدر باشيد. افراد بيشتري را حمايت نماييد. با افراد بيشتري صحبت نماييد و با تمام محدوديت ها ، خود را توسعه دهيد.
11- هر يك تا دو ماه ليدرهاي خود را توسعه بدهيد........
.......افراد جديد خود را تحت آموزش بگيريد و از آنها ليدر بسازيد. گاهي از آنها بخواهيد ميزبان اجتماعات و يا سخنران مجامع شما باشند. تلاش كنيد كه مسئوليت خودشان را بپذيرند.
12- مصر و مقاوم باشيد........
.......موانع و مشكلات را فراموش نماييد. بر آنها فائق بياييد ، از زير و يا كنار آنها عبور نماييد. اگر لازم شد آنها را منفجر كنيد. اگر بخواهيد و متعهد باشيد كه بر موانع غلبه نماييد، موانع قابل غلبه هستند. اجازه ندهيد هيچ چيزي شما را از راه خود منحرف نمايد. شما بايستي هدفي پيش روي خود داشته باشيد و همواره به آن بنگريد. اجازه ندهيد هيچ چيز و هيچ كس مانع رسيدن شما به خواسته تان گردد و براي موفقيت يا شكست خود شرمنده هيچ چيز و هيچ كس نباشيد. مشكلات مديريت مجموعه شما ، حمايت شما ، محصول و يا روش بازاريابي شما فقط به خود شما مربوط مي باشد نه كس ديگر. پس گام برداريد و مسئوليت گام هايتان را بپذيريد. شما فقط در برابر يك نفر مي توانيد شرمنده شويد ، "خودتان" و من مطمئن هستم كه شما هرگز بابت يك چك 20،000 دلاري در ماه شرمنده خودتان نمي شويد.
13- به اين كار به چشم يك تجارت بنگريد و نه يك سرگرمي........
.......يا با تمام وجود كاركنيد و يا اين كار را رها كنيد. بينابين
نمي شود. مديريت غيابي نمي شود. هر روز سركار خود باشيد و طوري رفتار نماييد كه انگار فردا مي خواهيد به يك تعطيلات شش ماهه به اروپا برويد. جالب است كه وقتي مي دانيم فردا مي خواهيم به تعطيلات برويم ، بيشتر كار مي كنيم. مشغول فعاليت هاي بازده و سود ده باشيد. اگر شما تجارتي داشتيد كه يك ميليون دلار براي آن هزينه اوليه نموده بوديد ، هر كار ممكن را انجام مي داديد تا يك ميليون دلار سرمايه گذاري شما در اين كار از بين نرود. با اين تجارت نيز بايد چنين رفتاري داشته باشيد. يك فرصت براي خوشبختي را هزينه نموده ايد و بايستي يك خوشبختي استحصال نماييد و اگر با آن مثل يك سرگرمي برخورد نماييد ، فقط همان فرصت خوشبختي را هزينه نموده ايد.
14- با افرادي كه شايستگي اين كار را دارند كار كنيد........
.......اگر شما در نهايت جديت به اين كار مي پردازيد ، پس فقط با افرادي قادر به كار كردن مي باشيد كه آنها نيز جدي و متعهد مي باشند. از افراد غرغرو ونالان پرهيز نماييد. همه جور افراد در تيم ما وجود خواهند داشت ولي فقط با افراد جدي و متعهد كار كنيد كه اهدافي مانند شما در ذهن دارند. روش ساده اي براي شناسايي اين افراد وجود دارد : آيا آنها مداوم با شما در تماس مي باشند؟ آيا مشتاق به يادگيري اين تجارت
مي باشند؟ آيا در آموزش تازه واردين مشاركت مي نمايند؟ ...................و يا آنكه بعد از حمايت شما ناپديد مي شوند ؟ و يا مطالب را معوق مي گذارند و مي گويند كه "من هنوز نرسيده ام آنها را بخوانم"؟
15- آنچه را كه برايش بازاريابي مي كنيد بشناسيد........
.......شما بايستي مفهوم و اهميت محصول و خدماتي كه برايشان بازاريابي
مي كنيد را بشناسيد.
16- از موفقيت ها تجليل كنيد........
.......زماني كه ورودي هاي شما زير مجموعه هاي جديد مي گيرند و يا زماني كه به stage هاي خود مي رسند با آنها تماس بگيريد و به آنها تبريك بگوييد. بگذاريد آنها بدانند كه شما براي چنين كارهاي بزرگي به آنها افتخار مي كنيد. براي تمام كارهاي زيرمجموعه هاي خود اهميت قائل شويد. هرگز و هرگز از موفقيت افراد خود چشم پوشي ننماييد. موفقيت ها را بشناسيد و از انها تجليل نماييد.
17- زماني كه به موفقيتي دست مي يابيد در باد آن نخوابيد........
.......زماني كه به سطحي از موفقيت مي رسيد بايستي كه سريع آن را هضم نماييد، نه آنكه در باد آن بخوابيد. به مرحله بعدي فكر كنيد. موفقيت خود را جشن بگيريد و دوباره رو به جلو حركت نماييد.
18- به تجارت خود و صنعت ما ايمان داشته باشيد........
.......مطمئن شويد كه هر روز با تمام وجود خود و با تمام روح خود ايمان داريد كه در راه درستي قرار گرفته ايد و با صنعت درستي كار مي كنيد. هرگز شك نكنيد اگر كار درستي را انجام مي دهيد. نه از آن چشم پوشي نماييد و نه حيرتزده شويد ، فقط ايمان داشته باشيد. تنها زماني كه شما كار درستي را انجام نمي دهيد ، زماني است كه كار نمي كنيد و يا قبل از گرفتن نتيجه از سيستم خارج مي شويد.
بازاريابي شبكه اي (Network Marketing) صنعتي است با قدمت بيش از 50 سال و هزاران نفر در اين صنعت با كار كردن در خانه خود مولتي ميليونر شده اند. شما هم امروز بخشي از يك صنعت افسانه اي با فرصت هاي نامحدود مي باشيد. در همين كمپاني نيز افراد بسياري وجود دارند كه امروز به موفقيت هاي بزرگ و درآمدهاي هنگفت رسيده اند. شما در تجارت درستي قرار گرفته ايد و با صنعت درستي كار مي كنيد. حال تمام كاري كه شما بايستي انجام دهيد اين است كه برويد و كار كنيد(WORK).
و همواره به ياد داشته باشيد كه اين صنعت network marketing ناميده
مي شود.
در بازاريابي شبكه اي ، راهكارهاي "بزرگ و خاص"، مطالب كوچك و مجموعه اي از راهكارهاي "كوچك و ساده"، مطالب بزرگ مي باشند
"THE Big Thing is the Little Thing and the Little Things are the Big THING"
By Randy Gage
همكاران گرامي؛
مطلب فوق را من تقريباً در تمام شبكه هاي بازاريابي تجربه كرده ام. مردم وارد سيستم
مي شوند، هيجان زده مي شوند و سپس با ايده ها و راهكارهاي "بزرگ و خاص" نزد شما مي آيند :
"خواهر من با شخصي به مدرسه مي رود كه آن شخص با دختري كه موهاي سگ خدمتكار "تام كروز" را كوتاه مي كند، ازدواج كرده است! اگر ما بتوانيم تام را وارد اين شبكه كنيم، چه انفجاري در مجموعه ايجاد خواهد شد!!"
"دوست من در كمپاني Holiday Inn كار مي كند. او مي تواند از شبكه زنجيره اي
هتل ها بخواهد كه تمام محصولات شوينده شان را از ما بخرند!!"
"من كسي را مي شناسم كه او مدير بانك هاي نيويورك را مي شناسد. اگر آنها از
نوشيدني هاي انرژي زاي ما استفاده كنند، در آن صورت تمام افراد مايل خواهند بود كه اين محصولات را امتحان كنند!!"
"دوست من در CNN كار مي كند. او مي تواند براي ما تخفيف بگيرد تا ما بتوانيم يك برنامه تبليغاتي براي 2 ميليون نفر تهيه نماييم!!"
تمام اين افراد ايده ها و راهكارهاي خوبي در سر دارند. اما اين راهكارهاي "بزرگ و خاص" در واقع مطالب كوچكي هستند كه قدرت همانند سازي (Duplication) را ندارند.
فروختن محصولاتتان به يك زنجيره عظيم مستلزم صرف ماه ها وقت بابت مذاكرات، سفارشات خريد متعدد و بوروكراسي اداري مي باشد.
در جامعه ورزشي امروز، ورزشكاران مكمل هاي غذايي را بسيار با احتياط مصرف مي كنند كه مبادا اين مكمل ها حاوي ماده ممنوعه اي باشند، پس چرا آنها بايد از نوشيدني هاي انرژي زاي شما استفاده كنند در حالي كه شركت هاي مواد غذايي سنتي، سالانه 10 ميليون دلار به آنها پرداخت مي كنند تا محصولات غذايي آنها را مورد استفاده قرار دهند؟
و يا اين كه واقعاً چه اتفاقي مي افتد اگر كه "درك جتر"(Derek Jeter) ويتامين هاي شما را استفاده كند و از آنها خوشش هم بيايد؟ اين راهكار "بزرگ و خاص" چگونه در مجموعه شما قابل همانند سازي (Duplication) خواهد بود؟
افرادي كه شبكه هاي بزرگ تشكيل مي دهند مي دانند كه ايده آل ها و موفقيت هاي "بزرگ" در واقع مجموعه اي از راهكارهاي " كوچك و ساده" مي باشند. راهكارهاي " كوچك و
ساده اي" مانند :
ü تجارتتان را هر روز به افراد جديدي معرفي كنيد.
ü جلسات معرفي مستمر داشته باشيد.
ü و هر چند وقت يك بار جلسات بزرگتر براي افرادتان برگزار نماييد.
راز واقعي در اين تجارت، اين است كه شما بتوانيد چند راهكار ساده پيدا كنيد كه تعداد زيادي از مردم بتوانند به راحتي آن راهكارها را همانند سازي (Duplication) نمايند.
در اين صورت مي توانيد مطمئن باشيد كه همانند سازي (Duplication) اتفاق مي افتد و مجموعه شما رشد چشمگيري پيدا خواهد كرد. پس بايستي اين راهكارهاي ساده را به طور مداوم به كار ببريد و از يك "سيستم" تبعيت نماييد. اين چيزي است كه همانند سازي (Duplication) مي شود.
حال خودتان قضاوت نماييد كدام يك از اين راهكارهاي "بزرگ و خاص" و يا " كوچك و ساده" سريع تر مي تواند همانند سازي (Duplication) شود؟ كدام يك مي تواند رشد چشمگيري در مجموعه شما را باعث شوند؟ و اين مطلب، راهكار "بزرگ" شما مي باشد.
نمی دانم تا حالا در مورد IFR چیزی شنیده اید یا نه؟ IFR مخفف کلمه ideal final result است، که به معنای نتیجه نهایی ایده آل می باشد. هر کس در زندگی برای خودش آمال و آرزویی دارد ولی اینکه چقدر در راه رسیدن به آن تلاش می کند، بسته به داشتن تصویری روشن از آن آرزو است. مثلا یکی از اهداف شما در زندگی این است که تا 6 ساله دیگه به یک سازمان فروش جهانی دست پیدا کنید و یک نتورک جهانی داشته باشید ، خب رسیدن به این هدف مستلزم این است که برای مثال شما تا 2 سال قبل از آن 6 سال، نتورک و سازمانتان در کشورهای مجاور گسترش پیدا کرده باشد ، همین طور 4 سال قبل به ایجاد نتورک بزرگی در کشورتان دست پیدا کرده باشید، و...... در مدت 6 ماه از حال حاضر شما باید تسلط لازم را در کارهای خود بدست بیاورید و سازمان خود را در چندین شهر راهبری کنید. در حقیقت با مشخص شدن هدفتان و برگشتن به عقب با تعریف کردن بازه های زمانی و یک دو دو تا چهار تای ساده، به این نتیجه می رسید که در صورت برنداشتن گام اولیه، که در یک بازه 6 ماهه تعریف شده است، رسیدن به نتیجه ی ایده آ ل مسلما به تعویق می افتد. مثال مطرح شده در حقیقت همان چیزی است که درIFR مطرح می شود: به این صورت که برای حل هر گونه مسئله بهترین و مطمئن ترین راه طی کردن مسیر معکوس خواهد بود. این روش مرتب به فرد یادآوری می کند که اولا هدفی دارد، پس برای رسیدن به آن بایدازهمین حالا اقدام کند. ثانیا فرد در حین طی کردن مسیر گم نمی شود، چون آخر قضیه را می داند.
نظر بدید و از نظر دیگران نیز استفاده کنید !!!!
Nothing great is achieved without resistance.
An airplane would not get off the ground without resistance.
Think about it
دختری از سختی های زندگی به پدرش گله می کرد.از مبارزه خسته بودنمی دانست چه کند بلافاصله پس از اینکه یک مشکل را حل شده می دید مشکل دیگری سر راهش آشکار می شد و قصد داشت خود را تسلیم زندگی کند.
پدر که آشپز ماهری بود او را به آشپز خانه برد. سه قابلمه را پر از آب کرد وآن ها را جوشاند.سپس در اولی تعدادی هویج در دومی تعدادی تخم مرغ و در دیگری مقداری قهوه قرار دادو بدون اینکه حرفی بزند چند دقیقه ای منتظر ماند. دختر هم تعجب کردو بی صبرانه منتظر بود.تقریبا بعد از 20 دقیقه پدر اجاق گاز را خاموش کردهویج ها و تخم مرغ ها را در کاسه گذاشت و قهوه را در فنجانی ریخت.سپس رو به دختر کرد و پرسید:عزیزم چه می بینی؟
دختر هم در پاسخ گفت:هویج تخم مرغ و قهوه.
پدر از دختر خواست هر کدام از آنها را لمس کند.هویج ها نرم و لطیف بودندو تخم مرغ ها پس از شکستن و پوست کندن سخت شده بودنددر آخر پدر از او خواست قهوه را ببوید.
دختر دلیل اینکار را سوال کرد
و پاسخ شنید:دخترم هر کدام از آنها در شرایط ناگوار یکسانی در آب جوش قرار گرفتند ولی از خود رفتارهای متفاوتی بروز دادند.هویج های سخت و محکم ضعیف و نرم شدند.پوسته های نازک و مایع درون تخم مرغ ها سخت شدند ولی دانه های قهوه توانستند ماهیت آب را تغییر دهند.
سپس پدر از دخترش پرسید:حالا تو دخترم وقتی در زندگی با مشکلی مواجهه می شوی مثل کدامیک رفتار می کنی؟
هویج تخم مرغ یا قهوه؟
شما چطور؟؟؟؟
مي گويند خوشبخت واقعي كسي است كه زندگيش معنا دار باشد ولي آيا به راستي همه انسانها به اين درك از خوشبختي رسيده اند؟!!!
بدون ترديد انسان هر تغييري كه در زندگي خود انجام مي دهد براي رسيدن به آن مفهومي است كه از خوشبختي در ذهن دارد اما گاه مي بيند كه اين تلاش آن تغييرات مطلوب را در زندگي او ايجاد نكرده است ...واقعا علت اين عدم تغيير مطلوب را در كجا بايد جست ؟ حكيمي چيني مي گويد كه {خواندن نسخه كسي را خوب نمي كند...} و دقيقا عمل به همين سخن حكيم مي تواند ما را بسوي گمشده معنايي خود رهنمون سازد . ما بايد بتوانيم درباره خودمان بينديشيم ؛ نقاط قوت و ضعف خودمان را دريابيم و به مسايل خودمان پي ببريم و براي حل آنها پيش از تلاش به حل مسائل ديگران تلاش كنيم ...سعي اصلي ما بايد براي تسلط بر خويشتن باشد... بي تفاوتي و لاقيدي اولين آفت فكري و روحي ماست و در اين جهت حساسيت نسبت به امور مختلف جامعه نيز مي تواند ما را انساني مسئول بار آورد پيرو بودن محض و بدون انديشه به معنايي ديگر صرف نظر كردن از انسان بودن خود است...
مشكل اصلي انسانهايي كه مدعي تسلط بر علم و دانش و به ويژه علوم انساني هستند اين است كه مفاهيم آموخته شده را حفظ كرده اند و نه هضم . هر علمي و بخصوص علوم انساني در مرحله اول نيازمند درك و هضم صحيح است تا بسوي عملي شدن دانسته ها و يافته ها راه بسپارد .
ما براي انساني مسئول و داراي هدف و معنا بودن در زندگي بايد بتوانيم عشق و علم و عمل را از يك سو و اراده و قدرت و محبت را از سوي ديگر در خويشتن گرد آورده و هماهنگ كنيم ...بقول آناتول فرانس عالم حقيقي كسي است كه فرق بين‹‹ من مي دانم ›› را با ‹‹ من مي پندارم›› بداند .
منبع: کوئست اینترنشنال اهواز
همه ما در موقعيتهاي بسياري ديده ايم كه چگونه ناگهان كسي از در وارد شده و گفته است :
« خبرهاي خوشي دارم » . اين شخص بلافاصله توجه همه را به خود معطوف ميكند .
خبرهاي خوش ، نه تنها سبب جلب توجه افراد ، كه باعث خوشحالي آنها مي شود .
خبرهاي خوش ، روح زندگي مي دمد. خبرهاي خوش حتي باعث هضم بهتر غذا مي شود.
تنها به ابن دليل است كه تعداد جغدهاي بد خبر بيشتر از پيكهاي خوش خبر است، نبايد دچار
سوء تفاهم شويد . هيچ كس از راه انتشار خبرهاي بد ، دوستي پيدا نكرده است و يا در انجام
كاري موفق نشده است.
براي خانواده خود خبرهاي خوبي ببريد . اتفاقهاي خوبي را كه در روز برايتان افتاده است ،
براي آنها تعريف كنيد. تجربيات دلنشين و با مزه خود را به خاطر بياوريد و بگذاريد حوادث
ناخوشايند تا ابد مدفون بمانند. خبرهاي خوب را پخش كنيد . مطرح كردن نكات بد ، كاري
بي معني است . تنها باعش نگراني خانواده تان مي شود. اعصابشان را خورد ميكند . هر
روز كمي از نور خورشيد را به خانه ببريد.
هميشه بگوييد حالتان خوب است . آدم سرزنده اي باشيد . در تمام موقعيتهاي ممكن ، فقط
بگوييد : « حالم عالي است » تا احساس كنيد حالتان بهتر است . به همين ترتيب ، اگر به
كسي بگوييد ، « حالم خراب است ، خيلي خراب » حال بدتري پيدا ميكنيد. احساس واقعي ما
، به مقدار زياد ، به وسيله احساسي كه تصور ميكنيم داريم ، تعيين مي شود . در ضمن ،
فراموش نكنيد كه مردم دوست دارند دور و بر افراد سرزنده و پرشور باشند. همجواري با
مردم شاكي و بي دل و دماغ ، عذاب آور است.
براي همكارانتان خبرهاي خوب و خوشي را ببريد . آنها را تشويق كنيد و در فرصتهاي
مناسب به تحسين آنها بپردازيد.
در مورد كارهاي مثبتي كه شركتتان دارد انجام ميدهد ، برايشان حرف بزنيد. به مشكلاتشان
گوش كنيد. تنها در اين صورت است كه از حمايت آنها برخوردار مي شويد.
در انجام كارهايشان به آنها پشتگرمي و اميد بدهيد. هميشه نگراني ها را تسكين دهيد.
اين است رمز موفقيت.
منبع: جادوی کلمات مثبت
FROGS
قورباغه ها
Once upon a time there was a bunch of tiny frogs.... who arranged a running competition.
روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با هم مسابقه ی دو بدند.The goal was to reach the top of a very high tower.
هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود.A big crowd had gathered around the tower to see the race and cheer on the contestants....
جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند...The race began....
و مسابقه شروع شد....Honestly,no one in crowd really believed that the tiny frogs would reach the top of the tower.
راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی بتوانند به نوک برج برسند.You heard statements such as:
شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید:
"Oh, WAY too difficult!!"
"اوه,عجب کار مشکلی!!"
"They will NEVER make it to the top."
"اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند."or:
یا:"Not a chance that they will succeed. The tower is too high!"
"هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلند ه!"The tiny frogs began collapsing. One by one....
قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند...Except for those, who in a fresh tempo, were climbing higher and higher....
بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند...
The crowd continued to yell, "It is too difficult!!! No one will make it!"
جمعیت هنوز ادامه می داد,"خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه!"
More tiny frogs got tired and gave up....
و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف ...But ONE continued higher and higher and higher....
ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر....
This one wouldn't give up!
این یکی نمی خواست منصرف بشه!At the end everyone else had given up climbing the tower. Except for the one tiny frog who, after a big effort, was the only one who reached the top!
بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک رسید!
THEN all of the other tiny frogs naturally wanted to know how this one frog managed to do it?
بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر رو انجام داده؟A contestant asked the tiny frog how he had found the strength to succeed and reach the goal?
اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا کرده؟
It turned out....
و مشخص شد که...
That the winner was DEAF!!!!
برنده ی مسابقه کر بوده!!!
The wisdom of this story is:
Never listen to other people's tendencies to be negative orpessimistic.... because they take your most wonderfuldreams and wishes away from you -- the ones you have inyour heart!
Always think of the power words have.
Because everything you hear and read will affect youractions!
نتیجه ی اخلا قی این داستان اینه که:
هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید... چوناونا زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما رو ازتون می گیرند--چیز هایی کهاز ته دلتون آرزوشون رو دارید!
همیشه به قدرت کلمات فکر کنید.
چون هر چیزی که می خونید یا میشنوید روی اعمال شما تأثیر میگذاره
Therefore:
پس:
ALWAYS be....
همیشه....
POSITIVE!
مثبت فکر کنید!
And above all:
و بالاتر از اون
Be DEAF when people tell YOU that you cannot fulfill your dreams!
کر بشید هر وقت کسی خواست به شما بگه که به آرزوهاتون نخواهیدرسید!
Always think:
و همیشه باور داشته باشید:
God and I can do this!
من همراه خدای خودم همه کار می تونیم بکنیم
Pass this message on to 5 "tiny frogs" you care about.
این متن رو به 5 تا "قورباغه کوچولو" که براتون اهمیت دارند بفرستید.
Give them some motivation!!!
به اون ها کمی امید بدید!!Most people walk in and out of your life......but FRIENDSleave footprints in your heart
In two days tomorrow will be yesterday. Today is nospecial day and I have no particular reason for writing toyou... I have no news to tell you.... nor any problems todiscuss with you.... or gossip to tell you... It's only one ofthose happy moments... when I thought of you... and Iwould like to share these thoughts with you...
MANY SMILES BEGIN BECAUSE OF ANOTHER SMILE...
آدم های زیادی به زندگی شما وارد و از اون خارج میشن... ولیدوستانتون جا پا هایی روی قلبتون جا خواهند گذاشت.
بعد از دو روز فردا هم دیروز خواهد شد.امروز روز خاصی نیست و منهم دلیل خاصی برای نوشتن برای شما ندارم...من خبر جدیدی براتونندارم...حتی مشکلی که دربارش باهاتون درد دل کنم هم نیست...یا خبریکه از کسی دیگه ای باشه...ولی یکی از لحظه های شاد زندگی منه...چونوقتیه که دارم به شما فکر می کنم...و دوست دارم این لحظه رو با شماقسمت کنم...خیلی از لبخند ها به خاطر یک لبخند دیگه بوجود اومدند...
To The World You Might Be One Person; But To One Person You Might Be the World.
برای دنیا شما فقط یک نفرید؛ولی برای بعضی ها شما تمام دنبا هستید.
جری مدیر یک رستوران است
.هنگامی که شخصی از او می پرسد که چگونه این روحیه را حفظ می کند، معمولا پاسخ می دهد
:”
اگر من کمی بهتر از این بودم دوقلو می شدم.“هنگامی که او محل کارش را تغییر می دهد بسیاری از پیشخدمتهای رستوران نیز کارشان را ترک می کنندتا بتوانند با او از رستورانی به رستوران دیگر همکاری داشته باشند
.چرا؟
برای اینکه جری ذاتا یک فرد روحیه دهنده است
.اگر کارمندی روز بدی داشته باشد،
جری همیشه هست تا به او بگوید که چگونه به جنبه مثبت اوضاع نگاه کند
.مشاهده این سبک رفتار واقعا کنجکاوی مرا تحریک کرد، بنابراین یک روز به سراغ او رفتم و پرسیدم
:من نمی فهمم
! هیچکس نمی تواند همیشه آدم مثبتی باشد. تو چطور اینکار را می کنی؟جری پاسخ داد،
”هر روز صبح که از خواب بیدار می شوم و به خودم می گویم، امروز دو انتخاب دارم.می توانم در حالت روحی خوبی باشم و یا می توانم حالت روحی بد را برگزینم
.من همیشه حالت روحی خوب را انتخاب می کنم
هر وقت که اتفاق بدی رخ می دهد، می توانم انتخاب کنم که نقش قربانی را بازی کنم یا انتخاب کنم که از آن رویداد درسی بگیرم
.هر وقت که شخصی برای شکایت نزد من می آید، می توانم انتخاب کنم که شکایت او را بپذیرم و یا انتخاب کنم که روی مثبت زندگی را مورد توجه قرار دهم
.من اعتراض کردم
”اما این کار همیشه به این سادگی نیست“جری گفت
” همینطور است“”
کل زندگی انتخاب کردن است. وقتی شما همه موضوعات اضافی و دست و پاگیر را کنار می گذارید، هر موقعیتی، موقعیت انتخاب و تصمیم گیری است.شما می توانید انتخاب کنید که چگونه به موقعیتها واکنش نشان دهید
.شما انتخاب می کنید که افراد چطور حالت روحی شما را تحت تاثیر قرار دهند
.شما انتخاب می کنید که در حالت روحی خوب یا بدی باشید
.این انتخاب شماست که چطور زندگی کنید
“چند سال بعد،
من آگاه شدم که جری تصادفا کاری انجام داده است که هرگز در صنعت رستوران داری نباید انجام داد
او درب پشتی رستورانش را باز گذاشته بود
.و بعد ؟؟؟
صبح هنگام،
او با سه مرد سارق روبرو شد
آنها چه می خواستند؟
#123*+!@$%&*~
درحالیکه او داشت گاوصندوق را باز می کرد به علت عصبی شدن دستش لرزید و تعادلش را از دست داد
.دزدان وحشت کرده و به او شلیک کردند
.خوشبختانه، جری را سریعا پیدا کردند و به بیمارستان رساندند
.پس از
18 ساعت جراحیو هفته ها مراقبتهای ویژه
جری از بیمارستان ترخیص شد در حالیکه بخشهایی از گلوله ها هنوز در بدنش وجود داشت
.من جری را شش ماه پس از آن واقعه دیدم
.هنگامی که از او پرسیدم که چطور است،
پاسخ داد،
” اگر من اندکی بهتر بودم دوقلو می شدم. می خواهی جای گلوله را ببینی؟“من از دیدن زخمهای او امتناع کردم، اما از او پرسیدم هنگامی که سرقت اتفاق افتاد در فکرت چه می گذشت
.جری پاسخ داد،
”اولین چیزی که از فکرم گذشت این بود که باید درب پشت را می بستم“”
بعد، هنگامی که آنها به من شلیک کردند همانطور که روی زمین افتاده بودم، به خاطر آوردم که دو انتخاب دارم: می توانستم انتخاب کنم که زنده بمانم یا بمیرم.من انتخاب کردم که زنده بمانم
.“پرسیدم
: ”نترسیده بودی“جری ادامه داد،
” کادر پزشکی عالی بودند. آنها مرتبا به من می گفتند که خوب خواهم شد.اما وقتی که مرا به سوی اتاق اورژانس می بردند و من در چهره دکترها و پرستارها وضعیت را می دیدم، واقعا ترسیده بودم
.من از چشمان آنها می خواندم
” این مرد مردنی است.“”
می دانستم که باید کاری کنم“پرسیدم
”چکار کردی“جری گفت
”خوب، آنجا یک پرستار تنومند بود که با صدای بلند از من می پرسید آیا به چیزی حساسیت دارم یا نه“من پاسخ دادم
”بله“دکترها و پرستاران ناگهان دست از کار کشیدند و منتظر پاسخ من شدند
.یک نفس عمیق کشیدم
و پاسخ دادم
” گلوله“درحالیکه آنها می خندیدند گفتم
:من انتخاب کردم که زنده بمانم
. لطفا مرا مثل یک آدم زنده عمل کنید نه مثل مرده ها.به لطف مهارت دکترها و البته به خاطر طرز فکر حیرت انگیزش، جری زنده ماند
من از او آموختم که
هر روز شما این انتخاب را دارید که از زندگی خود لذت ببرید و یا از آن متنفر باشید
.طرز فکر تنها چیزی است که واقعا مال شماست
– و هیچکس نمی تواند آنرا کنترل کرده و یا از شما بگیرد.بنابراین، اگر بتوانید از آن محافظت کنید، سایر امور زندگی ساده تر
می شوند
.
حال شما دو انتخاب دارید
:می توانید این پیام را پاک کنید
.می توانید آنرا به فرد دیگری بفرستید که به آن توجه کند
.امیدوارم که شماره
2 را انتخاب کنید.من که اینکار را کردم
.خوب
تا حالا چند بار شده به حرفهای کسی گوش بدی؟
تا حالا چند بار شده به حرفهای کسی خوب گوش بدی؟
تا حالا چند بار شده به لیدرت که داره به حرفهات خوب گوش میده٬ نگاه کنی؟
تا حالا فکر کردی چرا ما به حرفهای کسی گوش میدیم؟
اگر با prospect طرف باشیم٬میخوایم نگرانی اصلیش رو بفهمیم و اونو برطرف کنیم.
اگر با زیر مجموعه هامون طرفیم٬میخوایم مسائلشون رو بفهمیم و در حل اونا بهشون کمک کنیم.
اگر با لیدرمون طرف هستیم٬میخوایم ازش یاد بگیریم.
حالا خوب گوش دادن یا شنونده خوب بودن یعنی چی؟
خوب گوش دادن یعنی:
- به حرفهاش دقت کن تا بفهمی منظورش چیه و چی میگه.
- به حرکاتش نگاه کن تا بفهمی حالتش موقع حرف زدن چی رو میرسونه.خوشحاله٬هیجان زده است٬ناراحته٬عصبانیه٬بی اعتناست ٬ ...
- حواست به حرفهاش باشه.بازی کردن با خودکار٬موبایل٬یا کندن پرزهای پیراهنش(!!) باعث میشه فکر کنه به صحبتهاش توجه نمیکنی.حتی سعی کن با حرکاتت یا با به زبون آوردن کلماتی مثل: «اوهوم»٬«جالبه»٬«درسته» و ... بهش بفهمونی که داری به حرفهاش گوش میدی.
- اگر میبینی داره از موضوع اصلی منحرف میشه٬سعی کن در یه لحظه مناسب حرفش رو قطع کنی و به موضوع اصلی برش گردونی.(یادتون باشه خوب گوش دادن این نیست که بگذاریم طرفمون هر چی دلش میخواد بگه و هر چقدر دلش میخواد حرف بزنه.ما هم نمیخوایم با قطع کردن حرفش٬جلوی حرف زدنش رو بگیریم بلکه میخوایم انرژی و وقت هر دو طرف در جهت درست مصرف بشه و هدفمون از اون مکالمه برآورده بشه.)
همیشه قبل از آغاز هر مکالمه٬هدفتون از اون مکالمه رو توی ذهنتون مرور کنید و در حین صحبتها مدام هدفتون جلوی چشمتون باشه تا از زمان و انرژی ( یعنی بزرگترین سرمایه های خودتون ) بهترین استفاده رو ببرین.
( یکی از کاربردهای مهم خوب گوش دادن: Follow Up
یادتون باشه هدف از FU چیه.شما prospect رو به سمت ورود هدایت کنید و نذارین با زدن حرفهای الکی شما رو از مسیر اصلی منحرف کنه.)
خوب باشید!
روزي تصميم گرفتم كه ديگر همه چيز را رها كنم. شغلم را دوستانم را ، مذهبم را زندگي ام را ! به جنگلي رفتم تا براي آخرين بار با خدا صحبت كنم.به خدا گفتم : آيا ميتواني دليلي براي ادامه زندگي برايم بياوري؟ و جواب او مرا شگفت زده كرد.او گفت :آيا سرخس و بامبو را ميبيني؟پاسخ دادم :بلي . فرمود : هنگامي كه درخت بامبو و سرخس راآفريدم ، به خوبي ازآنها مراقبت نمودم .به آنها نور و غذاي كافي دادم.دير زماني نپاييد كه سرخس سر از خاك برآورد و تمام زمين را فرا گرفت اما از بامبو خبري نبود.من از او قطع اميد نكردم. در دومين سال سرخسها بيشتر رشد كردند وزيبايي خيره كنندهاي به زمين بخشيدند اما همچنان از بامبوها خبري نبود. من بامبوها را رها نكردم . در سالهاي سوم و چهارم نيز بامبوها رشد نكردند.اما من باز از آنها قطع اميد نكردم . در سال پنجم جوانه كوچكي از بامبو نمايان شد. در مقايسه با سرخس كوچك و كوتاه بود اما با گذشت
6 ماه ارتفاع آن به بيش از 100 فوت رسيد. 5 سال طول كشيده بود تا ريشه هاي بامبو به اندازه كافي قوي شوند. ريشه هايي كه بامبو را قوي ميساختند و آنچه را براي زندگي به آن نياز داشت را فراهم ميكردند.
خداوند در ادامه فرمود: آيا ميداني در تمامي اين سالها كه تو درگير مبارزه با سختيها و مشكلات بودي در حقيقت ريشه هايت را مستحكم ميساختي . من در تمامي اين مدت تو را رها نكردم همانگونه كه بامبو ها را رها نكردم.
هرگز خودت را با ديگران مقايسه نكن و بامبو و سرخس دو گياه متفاوتند اما هر دو به زيبايي جنگل كمك ميكنند. زمان تو نيز فرا خواهد رسيد تو نيز رشد ميكني و قد ميكشي!
از او پرسيدم : من چقدر قد ميكشم.
در پاسخ از من پرسيد : بامبو چقدر رشد ميكند؟
جواب دادم : هر چقدر كه بتواند.
گفت : تو نيز بايد رشد كني و قد بكشي ، هر اندازه كه بتواني.
متن سخنرانی اقای دکتر بیابانی( به دلیل حفظ امانت در موقع پیاده سازی از روی صدا در سخنرانی تغییراتی داده نشده وفقط قسمت هایی از سخنرانی ویرایش ومنسجم تر شده است)
.................................................................................................
در ابتدا مي خواهم ديدگاه خودم رو نسبت به بحث مشخص کنم ومساله اين است که نتورک پديده ايست جديد که به جامعه ما رسوخ پيدا کرده وتعداد شرکت هاي فعال روز به روز در حال گسترش است.اين
نشان دهنده اين است که تقاضايي که براي اين پديده نو وجود دارد و کسي نمي تواند منکر آن هم بشود ومخالفت با اين امر نمي تواند جلوي اين پدیده نو در ایران را بگيرد وتنها کاري که ما مي توانيم انجام دهيم برخورد معقولانه با اين امر است و هر گونه برخورد افراطي وتندروانه با اين قضيه مشکلاتي را اضافه خواهد کرد نکته قابل توجه اين است که در دنيا پديده بازاريابي شبکه اي وجود دارد چه بخواهيم وچه نخواهيم و ما هم بايد سعي کنيم تا از اثار مثبت اين پديده استفاده درست کنيم و با محکوم کردن وتصويب قوانيني که بدون شناخت از اثار مثبت اين گونه عمليات باشد جلوی آن را بگیریم.
به قول شاعر بزرگ فريدون مشيري که مي گويد:
مي توان کاسه آن طاق شکست
مي توان پنجه آن چنگ دريد
می توان فرمان داد
هان اي طبل گران خاموش بمان
به چکاوک اما نتوان گفت مخوان
هر امري در اقتصاد امروزه ديگر مرزي نمي شناسد مگر اين که ما مرزهاي فيزيکي را ببنديم جهان فيزيکي را کنترل کنيم اما جهان مجازي را
نمي توانيم کنترل کنيم فضايي ايجاد شده به نام فضاي مجازي يا
سايبر اسپيس که نه رئيسي دارد نه دولتي دارد ونه نيروي انتظامي البته ممکن است که فيلترينگي هم وجود داشته باشد اما در آينده اي نه چندان دور از ذهن احتمال وايرلس شدن اطلاعات وجود دارد. پس بايد برخورد معقولانه اي با اين قضيه داشت.ما آن زماني که درس هاي سازماني هم مي خوانديم به ما مي گفتند اگر ديديد رفتاري در بین کارکنان یک سازمان عمومیت پیدا کرده به عنوان مثال شما نمي توانيد هر 80يا 90 درصد آن کارکنان سازمان را سرکوب کنيدو به جاي آن بايد به دنبال ريشه اين امر بگرديم و از ريشه آن را درمان کنيم.
اگر چنين قضيه اي عموميت پيدا کرده نمي توان با آن مبارزه کرد. به اين نکته توجه کتيد که خود من يادم است که در يک مصاحبه تلويزيوني مسئول ستاد مبارزه با مواد مخدر اعلام کرد و اين هم مورد توجه قرار بگيرد که بازار يابي شبکه که از مواد مخدر که بدتر نيست -اعلام کرد که ما با عرضه توان مبارزه نداريم مجبوريم که جلوي تقاضا را بگيريم يعني وقتي در جامعه اي تقاضا وجود دارد نمي توان جلوي آن را گرفت
حتي يکي از مسئولان پيشنهاد ايجاد کميته اي را داد که ما به جاي مبارزه اين توزيع کنندگان را دستگير و راهي ساير مرزها کنيم. ديگر نتورک مخرب تر از ماده مخدر که نيست و نبايد با آن حالت سلبي برخورد کرد.
بر طبق آماري که من دارم و در جهان امروزه شاخص معيني است نرخ 4 يا 5 درصد بيکاري در جامعه اي به عنوان يک مشکل اقتصادي تلقي
مي شود و اگر بالاتر از اين مقدار برود يک معضل ملي و امنيتي و دنيا سعي مي کند که اين مشکل را يا حل کند يا در يک حد معيني کنترل کند.
نرخ بيکاري فعلي ما طبق خوشبينانه ترين آمار 12 درصد و طبق
بدبينانه ترين آمار 17 درصد است که تا سال 1390 پيش بيني مي شود به رقم 20 درصد برسد.
خوب طبيعتا اين جمعيت بيکار بايد دنبال شغل و درآمدي باشد هر جا سوسويي از درآمد بيابد اين نسل جوان پرتوان اکتيو و پر علاقه دنبال آن خواهد رفت حالا شما هر پديده اي بخواهيد فرض کنيد چه خلاف يا غير خلاف پس عامل اشتياق جوانان به اين امر بحث بيکاري است.
واقعيت چيست؟ آيا دنیا هم با اين پديده به اين شکل برخورد کرد؟ دنيا بين نتورک مارکتينگ وشرکت هاي هرمي تفکيک قايل شده وبازاريابي شبکه اي را پسنديده است.
هم اکنون ۲۰۰۰ شرکت بازاريابي شبکه اي در جهان فعاليت دارند و 44 ميليون عضو فعال دارند به آمار توجه کنيد ودر سال 2003 ، 80 ميليارد دلار درآمد از اين راه وارد بازارهاي جهاني شده است(۳برابر درامد نفتی ایران در همان سال)
و اين واقعيتي است که وجود دارد و نمي توان آن را کتمان کرد پس ما هم مي توانيم اگر بخواهيم از اين پديده درست ومثبت استفاده کنيم
چند نکته ايست وقتي دوستان مي خواستند عنوان اين سمينار را انتخاب کنند و پرده ها را نصب کنند گفتم دقت کنيد فرق است بين اين اصطلاحات نتورک مارکتينگ را شرکت هاي هرمي ترجمه نکنيد. نتورک مارکتينک بازاريابي شبکه اي است.
در ابتدا چند اصطلاح را تشريح مي کنيم. در بازاريابي مي تواند کالايي عرضه بشود يا خدماتي طبق تقاضايي که وجود دارد و نقش بازارياب اين است که اين دو مورد را به هم وصل کند يعني بشناسد کالاي توليد شده توسط عرضه کننده و نياز مشتري را و گاهي هم به جاي نقش بازاريابي نقش بازارسازي دارد ، مارکت ميکينگ يعني تقاضا را براي مشتري ايجاد مي کند و بعد بر همان اساس شرکت هايي ايجاد مي شود که بتواند به همين تقاضا جواب دهد. خوب يک بازاريابي سنتي داريم که بازاريابي قديمي است يعني کالا يا خدمات توليد شده را مي خواهيم به مشتريان بشناسانيم و براي اين امر نياز به تبليغات داريم .
و اما تفاوتی که بين دسيسه هاي هرمي ونتورک مارکتينگ وجود دارد. دوستان علاقه مندي که دوست دارند وارد اين شرکت ها واین نوع تجارت بشوند به تفاوت اين دو توجه کنند. اين دو کاملا با هم متفاوت است يکي بالغ بر 2000 شرکت فعال دارد و ديگري مضر است سوال اين است که چرا دنيا به سمت بازاريابي شبکه اي رفت. اين بازاريابي چه مساله شاخصي دارد؟براي عرضه کننده ومصرف کننده کالا.
اولين شرکت که مثال مي زنم شرکت amway است که در سال 1959 در امريکا توسط دو دوست تاسيس گرديد در اين نوع بازاريابي از روش face to face یا دهان به دهان به جای تبلیغات تلویزیونی یا سایر روشها استفاده می شود. نکته ديگر کاهش هزينه توزيع براي عوامل توليدي کالا است يعني توزيع کنندگان به جاي هزينه هاي تبليغاتي سنگين از بازاريابان که به صورت چهره به چهره تبليغ مي کنند استفاده مي کنند. نکته ديگر فروش نقدي و نقدينگي است و نکته ديگر پرداخت پورسانت بعد از بازاريابي است که این امر بر خلاف بازاريابي سنتي است. دوستان اگر به اثرات مثبت اين قضيه نگاه کنيم اين اثرات مثبت مي تواند آثار مخرب بازاريابي هرمی را جبران کند. جدا از همه اين ها از اثرات مثبت ديگر ، اثرات تاثير گذار مثبت شخصيتي است. که يکي غلبه بر ضعف هاي دروني است ما واقعا جوانانمان اعتماد به نفس پاييني دارند وقتي يکي از همين جوانان بازاريابي مي کند يا پرزنت مي کند به قول همين بازارياب ها احساس اين امر به او دست مي دهد که او توانايي انجام کاري را دارد
و خود را باور مي کند. مساله مثبت ديگر ايجاد ارتباط است. به عنوان مثال من 16 جلسه در کلاس درس مي دهم و داد من در مي آيد اگر اشکالي داريد سوال کنيد و هيچ کس سوال نمي کند اين امر باعث مي شود که شخص سوال کند و این کار را یاد بگیرد زيرا در اين تجارت براي رسيدن به هدف بايد سوال کند. مساله ديگر ايجاد روحيه چالش پذيريست در بحث هايي که در کلاس صورت مي گيرد. دانشجو در یک بحث بیشتر از 5 دقیقه دوام نمی آورد ودر مقابل استاد ساکت مي شود نتورک روحيه چالش پذيري فرد را بالا مي برد.
نتورک روابط مثبت ارتباطي نيز پديد مي آورد. موضوع ديگر آموزش راه هاي
اثر گذاري بر ديگران است ما در شرکت و در جامعه موضوعي را حق
مي دانيم وبايد آن را اعلام کنيم. اين روشي است مناسب براي به تحقق پيوستن اين امر. نکته ديگر تربيت مديران خوب وکارآمد است در دنيا براي انتخاب مديران رسم بر اين است که از دو گروه حسابداران يا بازارياب ها انتخاب مي گردند زيرا بازارياب بازار را مي شناسد ونياز مشتري و مصرف کننده را مي داند موضوع اساسي در يک کارخانه توليد کالايي است که تقاضاکننده نياز دارد.
نکته ديگر شکوفايي شخصيت افراد است. آدم هايي در اين پروسه ساخته مي شوند که واقعا قابل تصور نيستند واين اثرات مثبت بازاريابي است حالا با اين پديده چه کنيم باز هم ردش کنيم؟براي رسيدن به اين فضا بايد با فضا سازي درست اثرات منفي آن را از بين ببريم. شرکت اموي در امريکا فقط در اولين سال تاسیس 500000 دلار سود کرد ، هم اکنون در 54 کشور دنيا شعبه دارند و 3 ميليون بازارياب فعال كه در 80 کشور فعاليت مي کنند. در سال 1975 شرکت هاي دسيسه هرمي در کنار
آن ها ايجاد شدند. سازمان FTC در امريکا که مسول نظارت بر بازاريابي است شکايت هاي مطرح شده عليه اين شرکت را بررسي کرد و بر همين اساس شرکت با خرج ميليون ها دلار توسط قوانين طلايي اموي تبرئه شد و همين امر پيش زمينه اي براي تدوين قوانين معيني براي تفکيک اين دو نوع بازار يابي شد.
در آنجا از ميان يک شکايت يک قانون در آوردند و همين قانون باعث شد تعداد اين شرکت ها به 2000 برسد و البته ما تجربيات منفي هم در الباني يا روسيه داشتيم که در جامعه ما هم امکان بروز اين مشکلات وجود دارد و ما هم بايد يک سري قوانيني برای سازمان دهی این امر تصویب کنیم.
و اما تفاوت دسيسه هاي هرمي و نتورک درچیست؟ این امر برای شناخت و تفکیک شرکت های مزبور به شما کمک می کند. در نتورک وسايل واقعي عرضه و فروخته مي شود ولی در شرکت هاي هرمي محصولات عموما واقعي نيست وجنبه زينتي يا لوازم لوکس و غيره دارند. دوم از وارد شدن به هر سيستمي که ادعاي درآمد غير عادي طبق قوانین و نقشه ها و پلان کاری پیچیده دارد که البته به این امر افتخار هم میکنند صرف نظر کنید. سوم هر سيستمي که تقاضاي توزيع کننده جديد دارد و اساس شرکت بر مبنای فروش کالا نیست. چهارم ارزش واقعي محصول است و عرف بودن آن جنس و رقابتی بودن آن در بازار به دلیل قابل مقایسه بودن.
براي وارد شدن به اين شرکت ها يک سري سوالاتي بايد داشته باشيم يکي اينکه شرکت در کدام کشور است چه کالاهايي مي فروشد آيا کالاهاي آن در بازار برای مقایسه وجود دارد؟
آيا کالا ها با توجه به رقابت بازار قيمت گذاري شده است يا نه؟
آيا تعهدي براي رسيدن به حداقل پورسانت وجود دارد ؟ براي اين
سوال ها بايد جواب هايي منطقي بگيريد.
متخصصين امر معتقدند که اين شرکت هابايد بيشتر هم به ايران وارد شوند براي همکاري اقتصادي به اين منظور که به همان ميزان که از کالاهاي خود مي فروشند از کالاهاي ما هم در کشور خود بازاريابي کنند وبه فروش برسانند. با انجام این پروسه کنترل خروج ارز امکان پذير خواهد شد.
مساله اي ديگر اين که يک بازارياب خوب بايد داراي چه مشخصاتي باشد؟ يک بازارياب خوب بايد رويا پرداز باشد روياهايي که قابليت تحقق به حقيقت را دارا باشند بايد بتوانيم که آرماني براي خود داشته باشيم ولي با چشماني باز. دوم اين که بازارياب خوب امتحان نمي کند انجام
مي دهد تا آخر خط هم مي رود به قول مولانا دل هر ذره را که بشکافي آفتابي در ميان بيني. نکته ديگر اين که بايد تعليم پذير باشد و
طرز فکر مثبت ارائه کند و منفي گرا نباشد و براي کار انگيزه داشته باشد. همه جا حضور داشته باشد براي بازاريابي کالاي خود مصر وصبور باشد ودر اولين برخورد جا نزند.
اين مشخصات يک بازارياب خوب است. مطمئنا اگر ما درست برخورد کنيم نتايج مثبت اين پديده را خواهيم ديد و اگر نه اثرات منفي دسيسه هاي هرمي اثرات مثبت نتورک را از بين خواهد برد. مي توان با شناختی صحيح از اين پديده از آن به عنوان مکانيزمي مثبت در بسیاری از زمینه ها استفاده کرد و یادمان باشد به چکاوک اما نتوان گفت مخوان.
هيچ يك از ما باهوشتر از همه ما نيست
اين عبارت به واقع اعجاز آور از دكتر «كن بلانچارد» Ken belanchard نويسنده وسخنران معروف كتابهاي مديريتي است كه اكثر صاحب نظران گستره دانش مديريت وي را، فيلسوف مديريت مي نامند. معني اين عبارت آن است كه: اهميتي ندارد كه فكر من چقدر بزرگ است، هرچه كه باشد هرگز نمي تواند از مجموع انديشه هاي همه اعضاي يك تيم بزرگتر باشد. اگر مي خواهيم بزرگترين و هو شمندترين انديشه ممكن را داشته باشيم ،تنها كاري كه بايد بكنيم اين است كه فكرمان راباديگر اعضاي يك تيم،يكي كنيم مثل اتصال يك سري رايانه شخصي به يكديگر و استفاده از امكانات ديگران به صورت شبكه كه درست مثل اين خواهد بود كه يك رايانه بزرگ در اختيار خواهيم داشت.به عارتي ديگراگر شما به ديگران فرصت فكر كردن و كاركردن را بدهيد حاصل كار شمااگرچه به تنهايي كمتر نمود پيدا مي كند،اما نتيجه اي كه ازكار گروهي حاصل مي شوددر مجموع خيلي بيشتروبهترازكار فردي خواهد بود.
همه ما نگران عمل كردن، انجام كار، حل كردن مشكلات و تأمين ديگرانيم. همواره مي كوشيم برنامه اي بريزيم، نتيجهي ديگري بگيريم و چيز ديگري كشف كنيم.
در اين ماجرا هيچ چيز نادرست وجو ندارد هر چه باشد، اين گونه است كه جهان را مي سازيم و تغيير مي دهيم . اما عمل نيايش نيز بخشي از زندگي است.
گاهي بازايستادن، گريختن از خويشتن، و خاموش ايستادن در برابر كيهان.
زانو زدن با جسم و روح ، بي خواستن چيزي، تنها تجربه گرماي عشقي كه ما را احاطه مي كند. در اين لحظه ، شايد اشك هاي غيرمنتظره اي ظاهر شوند. اشك هايي كه نه به شادي فرو مي ريزند و نه به اندو.
از اين پديده شگفت زده نشويد. اين يك عطيه است. اين اشك ها روح شما را پاك مي كنند.
استاد مي گويد:
كلمه، قدرت است. كلمه جهان را دگرگون مي كند. و انسان را نيز .
همه شنيده ايم كه نبايد درباره رخدادهاي نيكي كه بر ما روي مي دهد، صحبت كنيم، چون حسادت ديگران، شادي ما را ويران خواهد كرد.
اين گونه مسايل در ميان نيست. كسني كه برنده اند، مغرورانه از معجزات زندگي خويش سخن مي گويند. اگر در فضا انرژي مثبت بپرا كنيد، انرژي مثبت بيشتري را به خود جذب مي كنيد و آناني كه به راستي خير شما را مي خواهند، شاد ميكنيد.
اما حسودان و شكست خوردگان ، تنها هنگامي مي توانند به شما آسيب برسانند كه بهآنها چنين قدرتي بدهيد.
هيچ نترسيد. با هر كس كه گوش مي دهد، درباره نكات نيك زندگيتان صحبت كنيد. روح جهان به شادماني شما بسيار نيازمند است.
منبع: مكتوب
نوشته: پائولو كوئليو
فرصت نيز مانند اكسيژن هوا به فراواني در دسترس همه است عقيده اشتباه اين است كه بخت فقط يكبار در خانه آدم را مي زند در واقع ما هميشه با فرصت ها مصادف مي شويم اما بايد دريابيم كه آنچه با ما تصادف كرده است فرصت بوده است نه اتوبوس
(جان راجر)
اشخاص عادی با تجربه اولین شکست دست از تلاش برمی دارند به همین دلیل است که در زندگی با انبوه اشخاص عادی و تنها با یک "ادیسون" روبرو هستیم.( ناپلئون هیل )
اگر شما یک آشپز باشید و قصد درست کردن غذائی (مثلا سوپ) را داشته باشید باید حتما :
مواد اولیه برای طبخ آن-مقدار مواد اولیه-اولویت بندی در استفاده از مواد اولیه-طریقه پخت وزمانبندی وخیلی چیزهای دیگر و البته تجربه پخت آن را نیز داشته باشید تا بتوانید آن غذا را تهیه کنید.
حال اگر تفاوت کوچکی در هر کدام از این مراحل پیش آید(چه عمدا و چه سهوا)دیگر آن غذای دلخواه(سوپ) را به شما نخواهد داد.
مثال بعد:
اگر شما قصد داشته با شید که با یکی از دوستانتان تماس تلفنی برقرار کنید حتما باید شماره دوستتان را بگیرید.اما اگر شماره را (عمدا یا سهوا) اشتباه بگیرید حتی اگر خیلی باهوش.زرنگ.قوی و...باشید ولی نمی توانید با دوست خود ارتباط برقرار کنید.
قوانین کار ما نیز دقیقا مثل همین قوانین است
و برای رسیدن به هدف حتما باید تمام مراحل به دقت انجام شود
اگربه هر دلیل(تاکید می کنم عمدا یا سهوا ) تفاوتی در اولویتها یا مراحل دیگر کار پیدا شود قطعا جواب مورد نظر حاصل نخواهد شد.
یا بهتره بگم کجاها بیشتر جواب میده؟
بالا شهر که اين پولها براشون پولی نیست؟
پایین شهر که به درآمد بیشتری احتیاج دارن؟
تهران که خیلی پر جمعیته؟
شهرستان که نتورک کمتر رفته اونجا؟
کشورهای جهان سوم؟
کشورهای پیشرفته که دولتهاشون از این صنعت حمایت میکنن؟
چی؟
بستگی داره؟
به چی؟
تو رو خدا از این جوابای دیپلماتیک تحویل من نده.
( باید تو نتورک یاد گرفته باشی که ادبیات دیپلماتیک یه نتورک حاکم مدار -و نه لیدر مدار- میسازه که با عوض شدن شرایط محیطی شالوده ش از هم میپاشه.)
بی صبری که من بگم؟!!
تو این ۳۶۵ روزی که من نتورک کار کردم و توی تمام مجموعه هایی که دیدم فقط یه جا همیشه بهترین جواب رو داده فقط یه جا....
جایی که یک لیدر قوی ایستاده است.
شايد دل انگيزترين خاطره هاي ما در طول سفرهاي كوتاه يا بلند ما شكل گرفته باشد.حتما شما هم شنيده اي كه مي گويند:-سفر انسان را پخته تر مي كند.-در سفر ميتوان هر كسي را شناخت.اما سفرهر چه كه باشد خوشايند است.خوشايند بودن سفر نيز مانند همه چيز نسبي است.سفر زماني دل انگيز است كه انسان همسفري داشته باشد كه از نظر فكري به او نزديكتر باشد.به نظر اين حقير همسفر است كه به سفر معنا ميدهد.مهم نيست كه به كجا سفر مي كنيد چون ذات سفر تحول است.اين سفر حتي مي تواند به كنارگلدان باغچه خودتان باشد.مي خواهم از سفري سخن بگويم كه تمامي كساني كه دنيا را متحول كردند قطعا به آنجا سفر كرده اند.اين مكان براي همه مشخص و ثابت است.اما از سفر مهمتر همسفر است.همفر شما در اين سفر بهترين همسفر در تمام عالم براي شما خواهد بود.همسفر شما از هر فردي ديگري به شما نزديكتر است.اين همسفر بخشي از خود شماست كه شما بايد خود آنرا انتخاب كنيد.اين سفر خيلي هزينه دارد اما هزينه آن مالي نيست هزينه اين سفر صبروپشتكار است.كوتاه يا بلند بودن سفر بستگي به مقدار هزينه كردن شما دارد.عجله كنيد حتما شما هم مي توانيد دنيارا متحول كنيد.سفر كنيد به اعماق وجود خود-به اعماق تفكر خود.شما قطعا در اين سفر مي توانيد قاره هاي جديدي را در ذهن خود كشف كنيد.فقط فراموش نكنيد ساده و سبك سفر كنيد.
Life is God's gift to you.
The way you live your life is your gift to God.
طرز زندگی کردن تو ، هدیه ی توست به خدا
اي آفريدگار و خالق هستي
به نامت زندگي را دوباره آغاز ميكنم
چون جوانه
چون شكوفه درخت گيلاس
در بهار طبيعت
شاخه خشكيده كينه و نفرت را از تن با طراوت خویش میزدایم
رویش شکوفه امید را بر بدنم حس ميكنم
اميد به سر سبزی
اميد به سرخوشي عاشقان بر شاخسار
اميد به تحمل شاخه هايم، زير سنگيني بار حاصل دسترنجم در تابستان زندگي
را دوباره در سراسر وجودم ميسرايم
اي مظهر عشق
اي خودِ عاشق
اي خودِ معشوق
قدرت نفس كشيدنم را به تو شكر ميگويم
و ميدانم كه بي حكمت به اين سرا نيامده ام
و اميدوارم آنرا به كمال رسانيده، به وصالت برسم
دوستدار شما آزاد ایرانی
فکر میکنی نتورک کجا ها جواب میده؟
یا بهتره بگم کجاها بیشتر جواب میده؟
بالا شهر که اين پولها براشون پولی نیست؟
پایین شهر که به درآمد بیشتری احتیاج دارن؟
تهران که خیلی پر جمعیته؟
شهرستان که نتورک کمتر رفته اونجا؟
کشورهای جهان سوم؟
کشورهای پیشرفته که دولتهاشون از این صنعت حمایت میکنن؟
چی؟
بستگی داره؟
به چی؟
تو رو خدا از این جوابای دیپلماتیک تحویل من نده.
( باید تو نتورک یاد گرفته باشی که ادبیات دیپلماتیک یه نتورک حاکم مدار -و نه لیدر مدار- میسازه که با عوض شدن شرایط محیطی شالوده ش از هم میپاشه.)
بی صبری که من بگم؟!!
تو این ۵۰۰ روزی که من نتورک کار کردم و توی تمام مجموعه هایی که من ساختم و دیدم فقط یه جا همیشه بهترین جواب رو داده فقط یه جا....
جایی که یک لیدر قوی وایساده
موفقيت يك نگرش است ،يك باور است ،يك عادت است
موفقيت ارزاني كساني است كه آنرا مي خواهند و باور دارند كه مي توانند به آن برسند
موفقيت ارزاني كساني است كه ميل به عمل دارند
موفق باشيد