آمد بهار و اينك عشق را دوباره آغاز ميكنم
و اينك عشق را دوباره آغاز ميكنم
اي آفريدگار و خالق هستي
به نامت زندگي را دوباره آغاز ميكنم
چون جوانه
چون شكوفه درخت گيلاس
در بهار طبيعت
شاخه خشكيده كينه و نفرت را از تن با طراوت خویش میزدایم
رویش شکوفه امید را بر بدنم حس ميكنم
اميد به سر سبزی
اميد به سرخوشي عاشقان بر شاخسار
اميد به تحمل شاخه هايم، زير سنگيني بار حاصل دسترنجم در تابستان زندگي
را دوباره در سراسر وجودم ميسرايم
اي مظهر عشق
اي خودِ عاشق
اي خودِ معشوق
قدرت نفس كشيدنم را به تو شكر ميگويم
و ميدانم كه بي حكمت به اين سرا نيامده ام
و اميدوارم آنرا به كمال رسانيده، به وصالت برسم
دوستدار شما آزاد ایرانی
